فلامنکوکاران
آکورد شناسی

1- دو صدایی که دو نت در بر دارد

2- سه صدایی که سه نت در بردارد

3- چهار صدایی که چهار نت در بر دارد

4- پنج تایی که چهار نت در بر دارد

تمامی نتها به صورت همزمان نواخته میشوند

در میان آکوردها، آکوردهای سه تایی کاربرد بیشتری دارنداین آکوردها از سه نت تشکیل شده اند که با فواصل معین نواخته میشوند.این آکوردها انواع مختلف دارند

1- ماژور (شاد) یا( بزرگ)

2- مینور (کوچک) یا(غمگین)

3- کاسته (diminshed)

4- افزوده (augment)

5- 4 sus

6- 2 sus

در هر تنالیته آکورد اصلی سه اصل وجود دارد : تونیک ، دومینانت ، ساب دومینانت

آکورد تونیک:روی اولین نت هر گام ساخته میشود که به همان نام خوانده میشود

ساب دومینانت:روی نت درجه چهارم گام ساخته میشود مثلاً در دوماژور روی نت فا ساخته میشود

دومینانت: روی درجه پنجم ساخته میشود اگر آکوردی خارج از سیستم نواخته شود به آن آکورد اتفاقی گویند که تاثیر موقتی دارد

مقایسه آکوردها در یک گام: میتوان تصور کرد که آکورد تونیک صاحب گام و آکورد اصلی است دومین آکورد مهم دومینانت است که حکم مدیر داردو بعد ساب دومینانت که نقش معاون مدیر را دارد.

هر آهنگی با آکورد تونیک شروع میشود و خاتمه مییابد آکورد دومینانت بر تمام گام تسلط دارد .آکورد ساب دومینانت کمک کننده آکورد اصلی است

آکوردهای چهار صدایی :

اگر1 پرده به آخرین نت آکوردمان اضافه کنیم آکورد شش به دست میآید.

اگر 1.5 به آخرین نت آکوردمان ضافه کنیم آکورد هفت به دست میاید

اگر نتی در فاصله یک پرده به اولین نت آکوردمان اضافه کنیم آکورد نهم به دست میاید

آکوردهای sus :

این آکورد ها از نتهای گام ماژور ساخته میگردد به این در ترتیب که در آکوردهای sus2به جای نت دوم آکورد نت دوم گام گذاشته میشود.ودر آکورد sus4 به جای نت دوم آکورد نت چهارم گام گذاشته میشود .

آکوردهای افزوده(add) :

این آکوردها بسیار شبیه آکوردهای sus هستند با این تفاوت که در قبال نت اضافه شده هیچ نتی از آکورد کسر نمیگردد در آکوردهای add2 نت دوم گام به آکورد اضافه میگردد و در آکوردهای add4 نت چهارم گام.

آکوردهای معکوس (slash) :

چنانچه اولین نت یک آکورد را آخر آکورد بگذاریم به این آکورد، آکورد معکوس اول گفته میشود.چنانچه در ادامه نت دوم آکورد را هم آخر آکورد بگذاریم ، آکورد معکوس دوم ساخته میگردد. مثلاً آکورد Am از سه نت A - C - E تشکیل شده که معکوس اول آن به صورت C - A - E ساخته شده و به صورت Am/C نوشته میشود. معکوس دوم آن به صورت E - A - C ساخته شده و به صورت Am/E نوشته میشود.

آکوردهای هفت(seven) :

این آکوردها از اضافه کردن نتی در فاصله سوم کوچک به آخرین نت آکورد ماژور یا مینور حاصل میگردند.

آکوردهای شش(six) :

این آکوردها از اضافه کردن نتی در فاصله یک پرده ای (دوم درست) به آخرین نت آکورد حاصل میگردند.

آکوردهای نهم (ninth) :

این آکورد از اضافه کردن نتی در فاصله یک پرده به اولین نت آکوردمان حاصل میگردند.

آکوردهای سه صدایی مینور و ماژور:

1- نت پایه : اولین نت هرآکورد که نام آکورد از آن گرفته میشود

2- فاصله سوم بزرگ : فاصله برابر با دو پرده

3- فاصله سوم کوچک : برابر با یک و نیم پرده

فرمول ساخت آکوردهای ماژور:

نت پایه (نت اول) به فاصله دو پرده یا یک فاصله سوم بزرگ از نت دوم و نت دوم یک فاصله سوم کوچک برابر با یک و نیم پرده از نت سوم به دست میآید یعنی بین نت اول و دوم دو پرده فاصله است بین نت دوم و سوم یک و نیم پرده .

فرمول ساخت آکوردهای مینور:

برای اینکه نشان بدهیم آکورد مینور است جلوی آن یک m کوچک میگذاریم .

قاعده آکوردهای مینور دقیقاً بر عکس آکوردهای ماژور است یعنی بین نت اول تا دوم یک و نیم پرده و دوم تا سوم دو پرده است به طور مثال در آکورد لا مینور به صورت زیر است :

لا...1.5 پرده...دو ...2پرده ...می

پيام هاي ديگران ()        لینک مطلب        دوشنبه ۳٠ مهر ،۱۳۸٦ - میثم
ویژگیهای احساسی گامهای موسیقی

کریستین فردریش دانیل شوبارت ادیب و شاعر آلمانی است که به دلیل علاقه زیاد و همکاری با موسیقیدانان به دانش موسیقی زیادی دست پیدا نمود. او مدتها مسئولیت مدیریت و کارگردانی موسیقی تاترهای نمایشی در آلمان را بر عهده داشت و تالیفات زیادی در زمینه ارتباط میان موسیقی و ادبیات دارد.

مواردی که در ذیل مطرح می شود بر داشت های شوبارت در رابطه با ویژگیهای احساسی گام های مختلف موسیقی است که دانستن آنها در برداشت شما از موسیقی و یا به هنگام آهنگسازی، بطور قطع می تواند مفید واقع شود.

C Major : خلوص کامل، پاکی، سادگی، بی ریایی و صداقتی کودکانه.

C Minor : اظهار عشق و سوگواری در عشقی ناکام. اشتیاق، افسردگی و حسرتی عاشقانه، این گام از روحی آسیب دیده حکایت می کند.

Db Major : آمیزه ای از حزن، شعف و خلسه. خنده نیست، لبخند است؛ عزاداری نیست، تظاهر به گریه است. به طور کلی بیانگر کاراکتر و احساسی نامتعارف و غریب است.

C# Minor : فریاد و زاری حاکی از ندامت، گفتگویی خودمانی با پروردگار، طلب دوستی و کمک در زندگی؛ افسوس خوردن از دوستی و و عشقی ناامید کننده.

D Major : گام فتح و پیروزی، تسبیح پروردگار، رجز خوانی، شادی پس از موفقیت. در سمفونی های مجلسی، موسیقی نظامی یا مارش، سرودهای مختص مناسبت ها و تعطیلات مورد استفاده قرار می گیرد، در حقیقت این گام نوعی نغمه سرایی شادمانه است.

D Minor : افسردگی زنانه، جسارتی آمیخته با شوخ طبعی کودکانه.

Eb Major : گام عشق و ایثار، گفتگویی صمیمانه با پروردگار.

D# Minor : احساس تشویش و اضطراب از عمیق ترین اندوه های روح، ناامیدی کودکانه، افسردگی شدید در تاریک ترین شرایط روح. هر گونه ترس و تردید از لرزش های قلبی از درون D# Minor مخوف تراوش می کند. چه بسا اگر ارواح قادر به سخن گفتن بودند، کلماتشان می توانست کاملا به این گام نزدیک باشد!

E Major : هلهله و فریاد شادی، شور و شعف ناشی از خنده اما نه به طور کامل؛ این گام از لذت و سرخوشی حکایت می کند.

E minor : بی ریایی، معصومیت زنانه در اظهار عشق، زاری به دور از شکوه و شکایت، افسوس همراه با اشک؛ این گام از امید صد در صد، خلوص و شادی مطلق در گام C Major سخن می گوید.

F Major : ادب، خوش رویی و آرامش.

F Minor : افسردگی عمیق، سوگواری در مراسم ترحیم، عذاداری، شکوه و شکایت از بدبختی و اندوه از دست دادن.

F# Major : فتح در پی پشت سرگذاشتن مشکلات، احساس راحتی و فراغت از غلبه بر موانع؛ انعکاس روحی خشمناک و درگیرهایی که نهایتا به پیروزی ختم می شوند در این گام نهفته است.

F# Minor : گام تیره و تاریک، درست مانند سگی که جامه ای را می درد، با احساسات در کشمکش است. کلام این گام خشم و نارضایتی است.

G Major : روستایی و بدوی، بزمی، قناعت و رضایت در احساسات، قدردانی محبت آمیز از دوستی صادق و عشق وفادار؛ در یک جمله: هر گونه احساس آرام و صلح آمیز قلبی توسط این گام بیان می گردد.

G Minor : ناخشنودی، اضطراب، تند خویی و نگرانی در مورد ناموفق ماندن برنامه های آینده؛ در یک کلمه : خشم و تنفر.

Ab Major : دفن کردن، مرگ، تعفن، پوسیدگی، داوری و ابدیت در این گام نهفته است.

Ab Minor : گله کردن، فشار تا مرحله خفقان؛ تاسف و زاری، منازعه شدید، در یک جمله؛ رنگ این گام هر آنچه را که با مشکلات در کشمکش است، در بر می گیرد.

A Major : این گام اظهار عشق معصوم، رضایت از روابط احساسی؛ امید به دیدار مجدد معشوق در حین جدایی؛ طراوت جوانی و توکل به پروردگار است.

A minor : زهد و تقوای زنانه، لطافت طبع.

Bb Major : عشق شادمان، باطنی شفاف، در آروزی دنیایی بهتر به سر بردن.

Bb minor : آفرینشی ظریف که به صورت تیره و تار جلوه گر می شود، دنیا را به تمسخر گرفتن؛ ناخشنودی از خود و بقیه؛ نوعی تمهیدات خودکشی از این گام به گوش می رسد.

B Major : رنگارنگ، اظهار احساسات شدید و وحشیانه، متشکل از رنگهای پر تشعشع. عصبانیت ، خشم، دیوانگی، حسادت، درنده خویی، ناامیدی و کلیه احساساتی که بر قلب سنگینی می کند در این محدوده قرار دارد.

B Minor : گام صبر، به آرامی در انتظار تقدیر و سرنوشت به سر بردن، تسلیم قضا و قدر الهی شدن.

منبع:گفتگوی هارمونیک

پيام هاي ديگران ()        لینک مطلب        جمعه ۱۳ مهر ،۱۳۸٦ - میثم
دانلود رقص زيبای فلامنکو

سلام

برای این پست یک سری رقص زیبای فلامنکو برای دانلود قرار قرار دادم . رقص فلامنکو جزیی جدا نشدنی از موسیقی فلامنکو هست و در اصل این گیتار هست که رقص را همراهی می کند . برای دانلود کردن هم بر روی گزینه مورد نظر کلیک راست کرده و در پنجره جدید باز شده گزینه Save Target As را میزنید . امیدوارم دانلود کنید ، ببینید و بپسندید .  با تشکر

  Ángel Muñoz                                 

  Ángel Muñoz

 Angelita Vargas

 

پيام هاي ديگران ()        لینک مطلب        پنجشنبه ٥ مهر ،۱۳۸٦ - میثم
مصاحبه با اردشير فرح

چهل سال است که دور از ايران به سر می برد. اينک از نام های مشهور موسيقی جوانان آمريکائی شده است اما در ريتم ها و نواخته هايش نشانه هائی از ايرانی بودن او هست. اردشير فرح به تازگی شروع کرده و با گروه های ايرانی در آمريکا کار می کند. گفتگوئی با او کرده ايم که متن آن را در ذیل مشاهده می کنید :

*** 

وقتی از طریق ایمیل دريافت که از ايرانم و می خواهم با او مصاحبه کنم خيلی زود جواب مثبت داد و همان اول گفت چرا." آخه من ایرانی هستم" . به همین راحتی بود که مصاحبه تفنی با کسی که در خانه اردشیرست اما عالم موسيقی او را با نام فرح می شناسند و یکی از معروف ترین گیتاریست های آمریکاست نيمه شبی به وقت تهران صورت گرفت و ضبط شد. گرچه فارسی سخن گفتن او دشوار و جا در جا با کلمات انگليسی با لهجه غليظ آمريکائی توام است.

 

اردشیر نواختن گیتار را از 12 سالگی در ایران شروع کرد. ابتدا در زمینه موسیقی راک کار می کرد. بعد برای آشنایی بیشتر با موسیقی راک به مرکز این سبک موسیقی یعنی انگلستان، سرزمین بیتل ها رفت. چون تمام خانواده اش در رشته راه و ساختمان تحصیل کرده بودند،او هم در آنجا به تحصیل در این رشته پرداخت. در حین تحصیل با گروه های راک انگلیسی هم کار می کرد. بعد از 5 سال به آمریکا رفت ، ابتدا در بوستون و سپس در کالیفرنیا ساکن شد تا اینکه دانشگاه تمام و دوران زندگی حرفه ای فرح، در زمینه موسیقی آغاز شید. همراه با Strunz Jorgاهل کاستاریکا گروه strunz & farah را تشکیل دادند که برگرفته از نام خانوادگی این دو موزیسین بود. حاصل کار این گروه تاکنون14 CD و اجرای حدود 700 کنسرت در تمام آمریکا و اجرای برنامه های متعدد با نوازندگان معروف دنیا در سبک های مختلف جاز ، راک و پاپ است. 25 سال از تشکیل این گروه که تعدادشان از 5 نفر تا 8 نفر متغییر است می گذرد و برنامه های آنها همراه با خواننده های بزرگ آمریکا، برای همه علاقمندان موسیقیف آشناست. اما نقطه اوج این گروه در سال 1991 بود که به خاطرCD پنجم شان بهترین گروه سال آمریکا شناخته شدند و آلبومشان نیز حدود 14 هفته به گفته فرح Number one بود و حدود 47 هفته Number two , three . علاوه بر این آلبوم بعدی آن ها در سال 1993 به نام American نامزد دریافت جایزه گرمی (اسکارموسیقی) شد. به هر حال اردشیر فرح همراه با همکار کاستاریکایی خودش در حال ضبط پانزدهمین آلبوم خود است. آلبوم هایی که به سختی در ایران یافت می شوند.

 

چرا با این همه شهرت و موفقیت آثار شما اعم از کتاب یا آلبوم هایتان در ایران کم است؟
متاسفانه ما در ایران کسی را نمی شناسیم که بخواهد کارهای ما را پخش کند. در ضمن رابطه تجاری آمریکا هم با ایران زیاد قوی نیست.

 

یکی از راه های ارتباط با جوانان علاقمند موسیقی در ایران، برگزاری کلاس های آموزشی است. مانند خانم لیلی افشار که در خارج از ایران زندگی می کنند اما هر سال کلاس هایی را در ایران برگزار می کنند. شما به فکر تشکیل این کلاس ها نیفتاده اید؟
درباره خانم افشار شنیدم. کاری که ایشان می کنند با ما فرق می کند. ایشان تنها برنامه اجرا می کنند بعد هم سبک موزیکشان گیتار کلاسیک است. اتفاقا با آقای شهداد روحانی که صحبت می کردم ایشان در مورد برنامه های خانم لیلی افشار در ایران یک مقدار توضیحاتی دادند و اینکه خانم افشار در تالاررودکی کنسرت کلاسیک برگزار می کند. اما تعداد گروه ما 8،7 نفر است همراه با صدابردار و نورپرداز. پس ما برخلاف خانم افشار تنها نیستیم. اما برنامه هایی داشتیم که اگر به ایران رفتیم دیدارهایی برای آشنایی با موزیسین های ایرانی بگذاریم ، با هم بزنیم و برویم استودیو و یک چیزهایی ضبط کنیم.تا حالا که نشده، ولی به هر حال ما خیلی خوشحال خواهیم بود که موقعیتش پیش بیاید. مخصوصا من که سال ها هم در ایران نبودم. حتی بچه های دیگر گروه که هیچکدامشان ایرانی نیستند نیز خیلی دلشان می خواهد به ایران بیایند. دوست دارم اگر خدا بخواهد سال دیگر حتما به ایران بیایم و این برنامه ها را اجرا کنم. ما خیلی هم دوست داریم در ايران کارگاه برگزار کنیم. از خدا می خواهم هرچه زودتر این اتفاق بیافتد.

 

شما در سبک های مختلفی مثل راک، جاز و این اواخر پاپ کار کردید. این روند در مورد نوازندگان صاحب سبک سابقه دارد ؟
موقعی که راک می زدم در سنین 17 ، 18 سالگی بود و آن موقع هنوز جهت خودم را پیدا نکرده بودم ولی موقعی که با Strunzدر سال 1980 شروع به کار کردم دارای سبک خاصی شدیم. سبکی که به نام Strunz& farah معروف شد.

 

چطور به این جا رسیدید. کمی درباره سبک تان توضیح بدهید
ما گیتار فلامنكو می زدیم. البته سبک ما فلامنكو  نیست بلکه نوع گیتار ما فلامنكو  است. هم استرانگ و هم من با مضراب گیتار می زنیم. سبک ما در حقیقت نه فلامنكو ست و نه جاز و نه راک. یک سبکی است که در حقیقت خودمان درست کردیم. نشستیم با همدیگر با گیتارهای فلامنكو ، آثاری ساختيم که در آن مقداری هارمونی جلز است ، هارمونی ها هم ایرانی است ، به خاطر این که من ایرانی هستم. همچنین ریتم های رومبا و بیشتر ریتم های sat American هم است. این عوامل را کنار هم بگذارید می شود موزیک Strunz & farah . اینطوری هم نبود که از اول دنبال این سبک باشیم. وقتی نشستیم و شروع به نواختن کردیم و سی دی اول بیرون آمد سبکی درست کرده بودیم. در تمام این 25 سال هم هروقت صحبت از سبک ما می شود توضیحش باز هم برای ما سخت است.

 

فکر می کنید این سبک در آمریکا یا نقاط دیگردنیا جا افتاده است؟
این سبک در آمریکا جا افتاد. وقتی آهنگ های ما در رادیوهای محلی و ملی و بين المللی پخش شد و در برنامه های جای ثابت يافت و چندباری شماره يک شد نظر خیلی ها به سبک ما جلب شد و خیلی از گیتاریست ها سبک ما را تقلید کردند. حتی اسم ها را تقلید کردند و مثل گروه ما اسم گذاشتند. حدود شاید 200 گروه هستند که از سبک ما تقلید کردند البته تقلید مثبت. البته سبک ما هنوز مثل سبک موزیک جاز نشده ولی آنقدر شناخته شده که در عرض 15 سال گذشته در تمام رادیوهای آمریکا جای خود را باز کرده ، نشريات آمریکایی خیلی درباره اش نوشتند و بسیاری از آمریکایی ها به برنامه های ما آمدند و کار ما را شنیدند.

 

شما با بزرگان موسیقی دنیا هم کار کردید مثل اریک کلاپتون. اما این همکاری ها در محدوده سبک شما نبود؟
با تمام تفاسیری که در مورد سبک مان گفتم، ما بیشتر در دنیای جاز کار کردیم. چون موزیک ما خواننده ندارد و موزیک گیتار است. ما در فستیوال های جاز آمریکا و کانادا و دیگر کشورها برنامه اجرا کردیم. با خیلی ها مثل جرج بنسون ، چی کوریا ، ال دی میولا و غیره برنامه داشتیم. یا تور بزرگی داشتیم با جکسون براون خواننده راک معروف آمریکایی.

 

آیا کمی عجیب نیست هنرمندی که با این بزرگان کار کرده بیاید با بعضی از خواننده های معمولی لوس آنجلسی هم همکاری کند ؟
من می دانم چرا شما این حرف را می زنید. از نقطه نظر یک ایرانی که شما باشید و ایرانی های دیگر ، وقتی یک نفر مثلا با جرج بنسون می زند و از آن طرف هم با بعضی از ایرانی های لس آنجلسی کنسرت می دهد بسیار عجیب است. اما من این کار را به این خاطر می کنم که ایرانی هستم و یک مدت زمانی با تمام این خواننده ها همکاری کردم. این ها همه دوستان من هستنند و وقتی که به من تلفن می کنند و می خواهند من با آن ها همکاری کنم من به خاطر ایرانی بودن و به خاطر دوستی با این ها هیچوقت نمی گویم حالا که من با آدم های بزرگ کار کردم نباید با شما کار کنم. این نظر شخصی من است و خیلی ها هم از من درباره این جریان می پرسند ولی همیشه جواب من همین است که الان به شما دادم.

 

شما آثار راک و جز ایران را گوش می دهید؟
والله ، من ایران نبودم. ولی سعی کردم تا آنجایی که می توانم به کارهایی که در ایران ضبط می شود گوش کنم. یکی از کسانی که از ایران آمد و من باهاش دوست شدم آقای بابک امینی بودند. از ایشان هم وضعیت ایران را پرسیدم. از این طریق سعی می کنم به کارهایی که در ایران می شود توجه کنم. چیزی که من می توانم بگویم این است که چون راک و جاز در فرهنگ ایرانی نیست. پس کمی مشکل پیدا می کند. جاز که در آمریکا و راک هم در انگلیس و آمریکا است. به نظر من برای درست یادگرفتن یک سبک باید به آنجایی که مرکزش است رفت. مثلا وقتی می گوییم موسیقی فلامنكو را درست بفهمیم، آدم باید به اسپانیا برود و با اسپانیایی ها زندگی کند. فقط نوازندگی که نیست. این یک ریشه های عمیقی دارند. آدم ها چه کسانی هستند، چه تاریخی دارند ، این زبان از کجا آمده. یکی از دلایلی که خودم از ایران بیرون آمدم این بود که آن موقع ها موزیک راک می زدند و فکر کردم برای یادگرفتن باید از ایران خارج شوم و به انگلیس بروم. چون خیلی از موزیسین های معروف راک در سال 68، 69 در انگلستان بودند. می خواستم آن ها را ازنزدیک ببینم . ببینم که چه گیتاری می زنند و اصلا چه می گویند و منظورشان چیست. می خواستم بنشینم با آن ها صحبت کنم و ببینم که چه حسی دارند.

 

الان موسیقی تلفیقی در دنیا برای خودش جا بازکرده است. در ایران هم کسانی هستند مانند استاد ذوالفنون و داوود آزاد که در صدد تلفیق موسیقی سنتی ایرانی با دیگر سبک های موسیقی هستند. آیا موسیقی سنتی ایرانی قابلیت تلفیق با موسیقی مدرن دنیای امروز را دارد؟
صددرصد دارد. همین الان آقای کیهان کلهر و چندتن از دوستان ایرانی با آقای یویوما که یکی از موسیقیدان های بزرگ آمریکا هستند همکاری کردند و برنامه هایی با سطح بسیار بالا اجرا کردند.

 

خودتان به فکر چنین کاری نیستید؟
والله من الان 25 سال است که این کار را با استرانگ دارم انجام می دهم. البته من گیتار می زنم اما اگر به کارهای ما گوش دهید می بینید که بیشتر آهنگ ها ایرانی است که در آن از ضرب ، سنتور و ویولون و کلا چندین ساز و چندین موزیسین ایرانی استفاده می شود. بنابراین من خیلی مدت است که این کار را شروع کرده ام.

 

منظورم مشخصا تلفیق آن سبک از موسیقی آمریکایی با موسیقی سنتی ایرانی و نوازندگان اصیل این سبک موسیقی است.
بله. من با آقای منوچهر صادقی که یکی از بهترین سنتور زن هایی هستند که من می شناسم از سال 1983 کارهایی ضبط کردیم که در CD دوم ما در آمریکا پخش شد. با ایشان و با آقای مجید قربانی که از ساکنین لس آنجلس بودند همکاری زیادی داشتیم.

 

امیدواریم هرچه زودتر شما را در ایران ببینیم.
من هم امیدوارم هرچه زودتر و پس از مدت ها به ایران برگردم.

              منبع : روز آن لاین

پيام هاي ديگران ()        لینک مطلب        چهارشنبه ٤ مهر ،۱۳۸٦ - میثم
دانستنی های فلامنکو

فلامنکو علیرغم آنچه که بسیاری می پندارند ، تنها مجموعه ای از ویژگیهایی خاص در ساختار فیزیکی گیتار نمی باشد ، بلکه این ویژگیها تنها یک جنبه کوچک از فلامنکو هستند . در یک نگاه کلی فلامنکو شیوه گیتار نوازی سنتی اسپانیاست که ریشه در اعماق قرن ها تغییر و تحول و تکامل دارد .

وجوه تفاوت و تمایز میان این شیوه گیتار نوازی اسپانیایی با شیوه نوازندگی گیتار کلاسیک آنقدر زیادند که شاید مشترکات آنان به چشم نیایند . در اوایل شکل گیری فلامنکو ، فلسفه به وجود آمدن این ( شیوه گیتار نوازی ) همراهی با آواز های محلی مناطقی خاص بود . بعدها این شیوه گیتار نوازی تحت تاثیر عوامل فراوانی قرار گرفت که این عوامل فلامنکو را تبدیل به عصاره ای از انواع و اقسام موسیقی های مختلف نمود ( من جمله موسیقی های کولی ، عربی ، موری ، آفریقایی ، اسلامی ، و . . . . . . .) که نظیر این ترکیب در هیچ نوع موسیقی دیگری یافت نمی شود . اما بیشتر تاثیر را در تکامل بنیادین فلامنکو ، موسیقی اسلامی داشته است و شباهت های اساسی بسیاری در میان مفاهیم و تکنیک های این دو نوع موسیقی وجود دارد .

اما بسیاری از تاریخ شناسان فلامنکو ، اصالت فلامنکو را همراهی با آوازهای کولی ها می پندارند که این آوازها روایتگر دردها ، شکنجه های روحی و جسمی ، آرزو، امید ، نفرت ، شادی ، ماتم این مردم سرگردان و رنج کشیده بودند.

جالب هست که بدانید در یک مقایسه عمومی می توان شباهت ساختاری اساسی را میان فلامنکو و موسیقی سنتی ایران پیدا نمود :

1-     سرشار بودن از احساس و عرفان و نیز درونی بودن مفاهیم .

2-     وجود عنصری به نام آواز بعنوان محور اصلی .

3-     خود جوش بودن و وابستگی به داهه نوازی .

4-     شیوه آموزش سینه به سینه و نسل به نسل .

5-     عدم وابستگی به نت نویسی و نیز غیرقابل انتقال بودن احساس و حالات آهنگها بطور کامل به زبان نت .

6-     جای نگرفتن برخی از ریتمها و گام ها در الگو ههای بین الملل میزان و گام .

7-     وجود تقسیم بندی های به نام توکه که در فلامنکو کاربردی تقریبا نظیر دستگاها و مقامات موسیقی ستنی ایران دارند.

علاوه بر موارد یاد شده خط سیر تحولات و تغییرات اجرایی و ساختاری این دو نوع موسیقی سنتی هم تقریبا مشابه هم می باشند . یعنی اختلاف نظرهایی مشابه آنچه که در سالهای اخیر بر سر استقلال اجرایی موسیقی سازی ( بی کلام ) از ردیف آوازی و نیز به کاربری تکنیک  ها ، تنظیمات ، ارکستراسیون و هارمونی مدرن در موسیقی سنتی در میان استید سنتی ایران وجود داشته است ، در میان اساتید صاحب نظر هم به چشم می خورد. بسیاری از این اساتید مخالف آنند که در گیتار فلامنکو بعنوان ساز ارکستر و تکنواز ( بدون آواز ) و یاحتی ساز کنسرت دهنده استفاده شود و این کار را مسخ نمودن هویت و اصالت کاربری این ساز می دانند .

 

گیتار فلامنکو   ((بر گرفته از کتاب آموزشی خوان مارتین))

 

گیتار فلامنکو وجوه شباهت بسیاری با گیتار اسپانیولی ( کلاسیک ) دارد ، اما تفاوتهای مهمی هم وجود دارند در فلامنکو پهلوها و پشت گیتار از چوب ( سر و اسپانیایی ) و رنگ روشن ساخته می شوند ، در صورتیکه در بهترین مدلهای کلاسیک ، چوب پالوسانتو ( صندل سرخ بریزلی ) با رنگ آمیزی تیره بکار می رود . همین تفاوت همراه با اندکی تمایز ، در ضخامت های چوب ، پایه های داخلی و ابعاد، گیتار فلامنکو طنین خاص خودش را می بخشد : روشنی و شفافیتی نافذتر در واکنشهای صوتی در مقایسه با طنین جا افتاده و ملایم گیتار کلاسیک.

در گیتار فلامنکو بجای گوشیهای مکانیکی برای کوک سیم ها ، بطور سنتی از میخهای چوبی از جنس آبنوس و متاسفانه امروزه از جنس صندل سرخ و دیگر چوبهای خوش تراش و محکم استفاده میشود.

امروزه بسیاری از گیتارهای فلامنکو دارای گوشیهای فلزی می باشند ، اولا بخاطر سهولت نصب و ثانیا بدلیل راحتی کوک کردن آنان ، اما هنوز هم برخی از نوازندگان میخهای چوبی را ترجیح می دهند ، به این دلیل که سبک ترو با دوام ترند ، عده ای هم ادعا می نمایند که این گوشیها طنین فلامنکو را بهتر منتشر می نماید .

صفحه صوتی ( صفحه رویی ) گیتار فلامنکو را همانند انواع کلاسیک ، از چوب فشرده ( صنبور آلمانی ) و. یا امروزه از چوب ( سدر کانادایی) می سازند . دسته از جنس سدر کانادایی و یا دیگر چوبهای محکم و صفحه انگشت گذاری از جنس آبنوس است . پل از پالوسانتو (صندلی سرخ) ساخته می شود . تیغه سر دسته و تیغه خرک استخوانی می باشند که در زبان اسپانیایی huesos (استخوان) نامیده می شود.

گیتار های فلامنکو مجهز به گلپیدور و یا صفحات ضربه گیر می باشند تا از صفحه آسیب پذیر روی گیتار در برابر ناخن انگشتان و شست راست محافظت نمایید . امروزه گلپیدور را از پلاستیک شفاف می سازند و در صورتیکه جنس اصلی آنها صدف یا پلاستیک سفید مات می باشد . اگر چه عموما از لاک (پلی یورتن) آمیخته با رنگ نارنجی تند بعنوان رویه ای جلادار و مستحکم برای بدنه و دسته استفاده می کنند ، اما هنوز هم بعضی از سازندگان لاک الکلهای کم دوامتر قدیمی را که رنگهای ملایم و مات تری به گیتار می بخشند ترجیح می دهند.

(تحرک) و واکنش گیتار فلامنکو  سریع تر از گیتار کلاسیک است ، اینها از دیگر عواملی هستند که با قابلیت ویژه این ساز در خلق اصواتی زنگدار و شکوهمند ارتباط دارند . سیم ها به صفحه انگست گذاری نزدیک ترند اولا به این خاطر که خرک کوتاه تر است و ثانیا به این دلیل که صفحه انگشت گذاری در قسمت اتصال بر صفحه جلویی گیتار ، با آن زاویه دارتر است .

یکی از نو آوریهای اخیر (گیتار سیاه) می باشد سازی با پهلوی و پشت از جنس پالوسانتو که از جهاتی برای خصوصیات فلانکو شکل گرفته است . اگر چه این ساز به دلیل صدای فراگیر و قدرت تخسیر کننده اش برای خود شهرتی در میان تکنوازان فلامنکو کسب کرده اما فاقد شفافیت صوتی و شورمندی گیتارهای سنتی است .

 

 سیم ها در گیتار( فلامنکو) :

 

 سه سیم پایین تر گیتار فلامنکو – سیم های بم – یعنی سیم های ششم،پنجم،چهارم ، رشته هایی نایلونی می باشند که بدورشان سیم های فلزی باریکی پیچیده شده اند . سیم سوم ( سیم سل ) ممکن است یک سیم نایلونی ساده و یا پیچیده شده در رشته نایلونی باشد. البته نوع دوم (لفافه دار) ضخیم تر بوده و طنین طولانی تری دارنداما سریع تراز سیم های نایلونی ساده مستهلک می شوند . سیم دوم (سی) هم ممکن است پوششی از مارپیچ نایلونی داشته باشد ،اما معمولا همان یک رشته نایلونی ساده است . سیم اول تقریبا همیشه یک تار نایلونی ساده است اما در یک یا دو مارک تجاری سیم اول پوشش دار نیز تولید می شود . بعضی از سیم های نایلونی ساده سطح صافی دارند اما انواع دیگری از آنها که به منظور داشتن برش عرضی کاملا گرد و صدایی صاف تر تابیده می شوند ، کمی کدر و زبرند .

سیم های پر طنین و سیم های معمولی برای گیتار فلامنکو مناسبند و هر یک لذت خاص خود را دارند . گاهی ممکن است برای بدست آوردن بهترین توازن صوتی و حرکتی از گیتار خود صلاح کار را در این بدانید که سیم زیر از یک نوع خاص همراه با سیم های بم از نوعی دیگر بکار برید. ولی می توانیم سیم های مرغوبی را در بین انواع مارکهای (ساوارز)،(دارکو)،(لابلا)،(آداریو) پیدا کنید.

پس از آزمایشات بسیار با همکاری د. آأاریو ، سری خاصی از سیم های فلامنکو با نام تجاری

(JUAN MARTIN FLAMENCO DE CONCIERTO) تولید شده اند . این سیم ها حتی اگر بر روی گیتار با صدایی نه چندان خوش بسته شوند ، می توانند بطور حتم کیفیت فلامنکو را ارائه دهند.

 

 

مراقبت از گیتار (فلامنکو) :

 

در زمان عدم استفاده از گیتار ، می بایست آن را در پوششی محکم و متناسب با ابعاد گیتار نگه داری کرد . ایده گهگاه بیرون آوردن گیتار از جعبه بعنوان (تنفس) تدبیر مفیدی است. باید از قرار دادن گیتار در نعرض حرارت و رطوبت شدید جدا اجتناب گردد. سیستم حرارت مرکزی می تواند برای گیتار بسیار صدمه زا باشد . بنابراین اگر ناچار به نگهداری گیتار در محیط هایی با حرارت مرکزی هستید ] قویا توصیه می شود که برای جلوگیری از خطر ترک خوردن و متورم شدن گیتار رطوبت هوا را معتدل نگه دارید . احتمال وقوع این خطر هنگامی که گیتار از چوبهای نامرغوب و خوب بعمل نیامده ساخته شده باشد بیشتر می شود . سازندگان بزرگ گیتار ، چوبهایی را بکار می برند که سالیان سال از قطع شدنشان می گذرد به این دلیل که خشک بودن کامل آنان مطمئن باشند ، اما گیتارهای ارزان قیمت اغلب از الوارهایی که به تازگی قطع شده اند ساخته می شوند.

پس از هر بار کاربری ، می بایست با استفاده از یک غبار روب یا پارچه نرم سیم ها را پاک نمود و با دقت بیشتری همین وسائل را برای نظافت سطوح چوبی گیتار بکار برد . هرگز از براق کننده برای پاک کردن گیتار استفاده نکنید ، از آنجا که ممکن است این مواد رویه شفاف گیتار صدمه زده و جذب چوب گردند . پارچه ای با رطوبت بسیار کم برای پاک کردن ذرات چربی و دیگر آثار ، کاملا مناسب است.

ترک خوردگی های ریز در سطوح و پهلوی چوب می توانند جزو پیامدهای طبیعی باشند . حتی در گیتارهای خوش ساخت هم به وجود آمدن چنین ترک خوردگی هایی پس کارکردن زیاد عجیب نیست. اما بهر حال قبل از اینکه این ترک خوردگی ها ابعاد قابل توجهی پیدا کنند ، نظر یک تعمییر کار ماهر را جویا شوید .هر گونه تابیدگی و تورم صفحه انگشت گذاری بسیار مهم و جدی است و نیازمند تعمیرات تخصصی و اساسی  میباشند.

 

 مراقبت از سیم ها

 

پاک کردن رطوبت روی سیم ها پارچه ، بعد از هر بار نواختن از استهلاک زود رس آنها که ناشی از تعرق بدن نوازنده می باشد جلوگیری می نماید. با سرو ته کردن سیم های پوشش دار در هنگام از بین رفتن شفافیتشان ، می توان عمر طولانی به آنان داد. می توان برای طولانی کردن عمر سیم ها آنان را شست ولی اثر کار آنقدر زودگذر است که به زحمت آن نمی ارزد.

در هنگام تعویض سیم ضروری است که آنان را تک تک تعویض نمود تا فشار ناشی از کشیدگی سیم ها بر روی صفحه جلویی گیتار ، به یکباره و به مدت طولانی قطع نگردد. ولی با این وجود خوبست که گهگاهی تمام سیم های روکش دار (ونه سیم های زیر) را به مدت کوتاهی – حداکتر 5 دقیقه  – باز کرده و پس از پاک کردن آنان با پارچه ، مجددا آنان را بست ، این کار شفافیت صدای آنان را احیا می کند .

 

 سخیا ((Cejilla

 

سخیا وسیله ایست که برای بالا بردن کوک سیم ها در عرض آنان نصب می گردد. عملکرد سخیا همانند تیغه دسته متحرکی است که اگر درست در پشت یکی از فرت ها نصب شود سیم ها را همانند حالت گرفته شدن ، به دسته می فشارند. این وسیله در اصل برای مطابق نمودن کوک گیتار بر گام صدای خواننده در قطعغات آوازی می باشد ، اما امروزه تقریبا در همه کنسرتهای فلامنکو ، برای بلا بردن کوک گیتار و افزودن به شفافیت صوتی آن بکار می رود .

سخیا دارای دو نوع اصلی است . فرم سنتی آن از جنس چوب سخت می باشد که اغلب بدقت کنده کاری شده و تزیین می گردد . این نوع سخیا ، بوسیله رشته ای نایلونی که بدور میخ چوبی قرار گرفته در سوراخ وسط قطعه عرضی می پیچد ، به سطح دسته محکم می گردد. دسنه گیتار بوسیله تسمه ای چرمی که به قطعه عرضی می چسبد ، در برابر فشار سیم ها محافظت می گردد . نوع مدرن تری از سخیا از فلز ساخته می شود که دارای یک آستر لاستیکی ، یک ردیف نرده عرضی پلاستیک و بند نایلونی است . اگر چه این نوع سخیا به زیبایی نوع سنتی آن – که بعضی از نمونه های آن بسیار زیبا ساخته می شوند – نیست ولی بسیار سریع نصب و تنظیم می شود .

 

کوک گیتار در هنگام نصب سخیا :

در هنگام بکار بری سخیا ، بررسی کوک گیتار پس از نصب آن ضروریست. فشار سخیا بر روی سیم ها مانع از انتقال کشیدگی حاصل از گردش گوشیها به طرفین سخیا می گردد. هنگامیکه صدای سیم هایی که کوک می کنید خیلی پایین است می توانید با محکم کشیدن یکی از انگشتان دست چپ بر روی سیم در محلی بین تیغه سر دسته و سخیا ، کوک سیم را تا درجه دلخواه بلا برید . و بالعکس اگر صدای سیم مورد نظر بلاست می توانید توسط انگشت شست در وضعیت نواختن سیم را در جهت بیرون از صفحه انگشت گذاری (به طرفین) بکشید.

 

((مبانی فلامنکو1))

 

کمپاس ((COMPAS

 

عنصر اصلی ریتم فلامنکو (کمپاس) نام دارد واژه ای که معنای اصلی آن گردش است ولی از این به بعد در معنای یک (دوره گردش) از ریتم {ریتم} موسیقی بکار می رود.

هر کمپاس الگویی از دور گردش ضرب های قوی است که با ضربان منظم ریتم ماهیت وزنی و حرکتی مشخص می دهند . انواع مختلف کمپاس دارای الگویی متفاوتی می باشند .

این الگو ها با تکرارهای مکرر ، تپشی حیاتبخش را در ریتم های فلامنکو ایجاد می نماید همانگونه که ضربان قلب به زندگی جوش و خروش و معنا می دهد. حتی اگر از ابتدایی ترین مراحل یادگیری گیتار ، بتوانید درک عمیق انواع متنوع کمپاس را سرلوحه کار خود قرار دهید، در آن صورت خواهید توانست حرکات ریتمیکی را که بسیاری از زیبایی فلامنکو به آنان بستگی دارند ابداع نمایید. اگر احساس کمپاس را عمیقا در خود به وجود آوردید در آن زمان است که گیتار دست شما زنده میشود: از سویی دیگر اگر به آن اعتنا ننمایید یا به زبان دیگر روند ضربان آن را گم نمایید ، موسیقی به یکباره جان می سپارد. بدون درک واقعی کمپاس امکان یادگیری حرکات هوشمندانه و حتی بسیار دشوار هم برای یک نوازنده گیتار وجود دارد ولی هرگز نوازندگی او همانند فلامنکو نخواهد بود.

ممکن است که او کمپاس را در حد دانستن تئوری الگوهای مختلف ساختار ریتم و انواع تاکیدات آنان (درک نماید) اما نهایتا اگر قرار باشد که کسی انرژی فیزیکی و نیروی حرکت زای خود را به شنونده اتقال دهد احساس کمپاس به عواملی بیش از یک آگاهی عقلی نیازمند است. این احساس باید بخشی از وجود یک نوازنده شود ، یک احساس درونی که از طریق حرکات دستان و انگشتان به صورت بیان موسیقیایی تبدیل می شود . این نوع هویت درونی در بعضی افراد به آسانی از طریق ریتهای فلامنکو ایجاد می شود. اما به هر حال در اغلب موارد با پشتکار صبورانه و خود آگاهی در هنگام نواختن و از طریق فرا گرفتن فلامنکوی اصیل در تمام فرم هایش به وجود می آید. توانایی در نواختن بی عیب و نقص و یکنواخت کمپاس ، همان معیار اصلی سنجش است که از دید یک کارشناس ، نتایج تلاشهای یک نوازنده گیتار با آن سنجیده می شود.

مطمئن باشید که اگر خارج از کمپاس بنوازید ، شیفتگان فلامنکو بزودی و بدون کمترین علاقه از گوش دادن به ساز شما روی بر می گردانند، بدون اینکه توانایی و سرعت تکنیک های شما کوچکترین اهمیتی داشته باشند. نواختن یک کمپاس دو جزء جدایی ناپذیر دارد. اول اینکه ریتم باید ضربانب کاملا مطابق با آن {کمپاس} داشته باشد، یعنی همان نیروی جنبش زایی که شنونده را وادار می سازد که ضربات موسیقی تکان بخورد. و دوم اینکه تعداد ضربات و نوع تاکیدات آنان در عبارت موسیقی ، باید در تمام اوقات مطابق با الگوی اختصاصی ریتم مشخص باشند که از ابتدا نواخته می شود. هر یک از این دو فرم متفاوت (توکه) نامیده میشوند که به اصلی ترین آنها یعنی (سولئارس) نامیده می شود. کمپاس نه تنها از عبارت قطعات ریتمیک بلکه از عبارت قطعات ملودیک که فالستا ها نامیده می شوند هم قویا جدایی ناپذیر است.

 

درس 2(بخش اول)

 

 ریتم سولئارس شما را به قلب فلامنکو می کشاند چون توکه ی است که بسیاری از مبانی حیاتی ریتم و هارمونی فلامنکو را شامل می شود و بسیاری از توکه های دیگر از آن ناشی می شوند . در اندلس (اسپانیا) هر هنر جوی مبتدی گیتار فلامنکو نواختن را با سولئارس آغاز می کند

ساختار ریتمیک (کمپاس) سوائارس آنچنان نقش مهمی را ایفا می نماید که اگر بتوانید از طریق احساس کامل شدت و ضعف ضرب ها بر آن مسلط شوید ، در آن صورت برای تبدیل شدن به یک گیتاریست فلامنکو ، یک شبه ره صد ساله را طی کرده اید . برای جذب شدن نیروی قوی و حرکت زای فلامنکو در بندبند وجودتان ناگزیده که آن را بارها و بارها بنوازید، بطوریکه بسیاری از اوقات خانواده و اطرافیانتان از دست شما به ستوه می آیند.

همانند بسیاری از ابهامات تاریخی دیگر فلامنکو ریشه های تاریخی سولئارس به روشنی مشخص نبوده و بحث انگیزند. احتمالا مهمترین مرکز گسترش آن ناحیه تریانا در سویلیا در اوایل قرن نوزدهم بوده است ، ولی نقاط دیگر هم شدیدا بر آن تاثیر گذار بوده و آ« حال و هوای بومی خاص را داده اند .

گفته می شود که کانیس و پولس صورتهای قدیمی سولئارس می باشند ، ولی برخی تاریخ شناسان فلامنکو معتقدند که سولئارس از آنان قدیمی تر بوده و احتمالا از توکه های نه چندان مهمی که برای همراهی رقص بکار می رفته اند مشتق شده است . اما بهر حال توکه سولئارس به هر شکلی که امروزه برای تکنوازی با همراهی رقص و آواز بکار می رود ، ریتمی با شکوه و جدی است که از نظرداران بودن حساساتی پر شورو شکوهی حزن انگیز ، غنی می باشد .

واژه سولئا ((Solea احنمالا صورت تحریف شده ((soledad به معنای ( انزوا و تنهایی ) می باشد ، و صورت جمع یعنی سولئارس ((soleares می تواند همان واژه ((soledades باشد . اشعار آواز ((coplas در سولئارس ، اغلب مفاهیمی در مورد تراژیدهای عشقی ، تنهایی و مرگ دارند و عجیب اینکه امروزه گاهی به شیوه هایی خنده دار برای بیان مفاهیم فلسفی بکار می روند .

 

ادامه دارد

پيام هاي ديگران ()        لینک مطلب        سه‌شنبه ۳ مهر ،۱۳۸٦ - میثم
تکنيک های فلامنکو

تکنیکهای گیتار فلامنکو

: Apoyando

 کلمه اسپانیایی به معنی تکیه است . تکنیک دست راست که برای اجرای ضربه ، انگشت به سیم بعدی تکیه می کند و صدای قوی تری نسبت به حالت تیراندو به وجود می آورد .

 Tirand:

 ضربه مخالف با آپویاندو می باشد . به این ترتیب که انگشت به جای تکیه دادن روی سیم بعدی ، ضربه خود را میان سیم و کف دست (در هوا) تمام می کند .

 Picado:

 تکنیکی است جهت نواختن عبارت تک نتی گام مانند (ملودی) که با توالی انگشتانa , m , i  نواخته می شود .

 Rasgueado:

  راسگوآدو به دو بخش تقسیم می شود : (راسگوآدوی معمولی  چهارتایی) و راسگوآدوی پنج تایی

 راسگوآدوی معمولی : که در آن انگشتان دست راست جمع شده و سپس به ترتیب (  e , a , m , i ) روی سیم ها فرود می آیند.

 راسگوآدوی پنج تایی : که مانند راسگوآدوی معمولی است ، با این تفاوت که یک ضرب برگشتی با انگشت  i به آخر آن اضافه می کند .

 Golpe:

  یکی دیگر از تکنیک های مهم و حیاتی فلامنکو ، گلپ نام دارد که عبارت است از ضربتی نسبتا آهسته که بر روی گلپیدور توسط نوک انگشت a (ناخن و گوشت هر دو) یا  با دو انگشت a و m زده می شود .

 Ligado:

  عملی است که به وسیله آن یک نت توسط دست چپ ایجاد می شود و بر دو نوع است      : 

1. چکشی : که برای اجرای آن انگشت دست چپ روی نت مورد نظر کوبیده می شود .

2. کششی  : که برای اجرای آن انگشت دست چپ سیم را به طرف پائین کشیده و نت مورد نظر را به صدا در می آورد   .

 Ayudado:

 آیودادو یک تکنیک زیبا و موثر در موسیقی فلامنکو می باشد که در آن یک نت بم (روی سیم های باس) توسط p که با یک نت زیر (روی سیم های زیر) توسط i دنبال میشود ، اجرا می شود .

 

 Alzapua:

 تکنیکی است که در آن فقط از انگشت p استفاده می شود و اکثرا دارای سه مرحله می باشد . 1. یک ضربه رو به پائین   2. یک ضربه رو به بالا 3. یک نت ملودی که به صورت آپویاندو نواخته می شود . که البته هر سه مرحله از انگشت p استفاده می شود .

 Tremolo:

 تکنیکی بسیار زیبا و آرامش بخش که بیشتر در تکنوازی مورد استفاده قرار می گیرد و شنونده با شنیدن ترمولو فریب می خورد و در خیال خود دو گیتار را تصور می کند . این تکنیک در فلامنکو بر خلاف ترمولو کلاسیک که چهار تایی است و به صورت p,a,m,i  در دسته های پنج تایی ( به صورت p , i , a , m , i یک نت باس و چهار نت زیر) اجرا می شود .

Apagado:

 تکنیکی در فلامنکو است که هر گاه نوازنده گیتار بخواهد صدای آکوردی را به طور ناگهانی خفه کند از این تکنیک استفاده میکند. برای اجرای آپاگادو هم از دست راست و هم از دست چپ می توان استفاده کرد . اجرای آپاگادو با دست راست به این صورت است که مچ دست با مهارت خاص به طرف داخل ، یعنی به سمت صفحه جلوی گیتار حرکت می کند و باعث قطع صدا می شود .

 Arastre:

 برای اجرای این تکنیک (که خصوصا در توکه هایی چون گرانایناس و تارانتاس مورد استفاده قرار می گیرد) دست راست را به گونه ای بالا می کشند که انگشت a به طرف بالا کشیده می شود و به ترتیب سیمهای اول تا ششم را به طور منظم و به صورت آپویاندو به صدا در می آید . به این ترتیب آکورد به صورت یک آرپژ سریع به گوش می رسد که نتهای آن از زیر به بم به صدا در در آمده اند .

 Glissando:

 روش اجرای گام به صورتی که هر نت به نت قبلی یا بعدی آن چسبیده باشد . گلیساندو در لغت به معنی سرانیدن یا لغزانیدن است و اجرای آن روی ساز ، با سرانیدن انگشت در طول سیم از بالا به پائین یا به عکس انجام می شود .

 Vibrato:

  برای اجرای این تکنیک در فلامنکو یکی از انگشتان دست چپ در همان حالی که سیم را گرفته است (پس از آنکه سیم توسط دست راست به صدا در آمده) آن را در عرض فینگر بورد و در خطی موازی با فرتها به طرف کف دست می کشد . تکرار متوالی سریع کشیدن و شل کردن سیم باعث زیر و بم شدن صدای نت می شود . ویبراتو دو نوع است : 1. لغزشی 2. کششی

 Pulgar:

  یکی از تکنیکهای انگشت p می باشد که توسط آن تمام نتهای ملودی ، حتی نتهای سیمهای زیر توسط انگشت p نواخته می شود.

 

 

 Arpegio:

  روش نواختن یک آکورد به طوری که نتهای آن یک به یک (نه در آن واحد) توسط انگشتهای p i m a نواخته می شود . در این حالت p نت بم را به صورت آپویاندو و i m a سه سیم زیر را به صورت تیراندو به صدا در می آورد .

 Abanico:

 باد بزن ; اصطلاحی در فلامنکو است برای راسگوادویی که در نواختن ، حالتی شبیه به باد بزن به خود می گیرد

پيام هاي ديگران ()        لینک مطلب        سه‌شنبه ۳ مهر ،۱۳۸٦ - میثم